امروزه، یکی از چالشهای فرهنگ ایرانی در جهان دوفضایی شده، تاثیراتی است که فضای مجازی بر روی کودکان میگذارد. کودکان قشر آسیبپذیری از جامعه هستند که ضمن آن که فضای مجازی میتواند برای آنها آموزههای ناصحیح و نابهنگامی را به همراه داشته باشد، میتواند بستر سوءاستفادههای فراوان از آنان و لذا آسیبهای گاهاً جبرانناپذیر را ایجاد نماید. توجه به این مهم، خصوصاً با توجه به تسهیل و افزایش میزان دسترسی کودکان به فضای مجازی بسیار ضروری است.
قصد ندارم به فهرست کردن تمامی آسیبها و نگرانیهایی که در این رابطه وجود دارد، بپردازم. بلکه بر آنم تا رویکرد متفاوتی را در خصوص «حضور کودکان در فضای مجازی» مورد توجه قرار دهم که بیش از هر چیز نشان دهنده شکل گیری نوع جدیدی از «شکاف نسلی» است.
جهان دوفضایی شده و فرهنگ
دنیایی که امروزه در آن زندگی میکنیم، جهانی دو فضایی شده است (عاملی س. ر., 1382). از یک سو، جهانی واقعی وجود دارد که به چهارچوبهای زمانی و مکانی محدود است. این جهان، همان جهانی است که بشر از ابتدا تاکنون آن را تجربه کرده است. از سوی دیگر، جهانی مجازی شکل گرفته است؛ جهانی بدون چهارچوبهای زمانی و مکانی که در آن ارتباط در لحظه و بدون محدودیت ممکن شده است. بر همین اساس است که بسیاری از فعالیتهای ما، در این فضای جدید لنگر انداختهاند و زندگی ما هر روز بیش از گذشته به این فضای جدید وابسته میشود، به طوری که زندگی امروزه ما در سفر مداوم میان این دو جهان قرار دارد.
آن چه در این میان به یکی از نگرانیها تبدیل شده است، امکان نفوذ فرهنگی است. فضای مجازی، با کوچک و قابل دسترس ساختن دنیا و به تعبیر مک لوهان به ارمغان آوردن «دهکدهای جهانی»، بستری را برای ملاقات و برخورد فرهنگها فراهم کرده است. «ارتباطات همزمان در جهان مجازی، منشا یکی شدن نسبی فضای فرهنگ جهان شده است. این دو فضای جدید ظرفیت توسعه انفجاری تنوع فرهنگی و مواجهه افراد جامعه با فرهنگهای متنوع و در عین حال متضاد را فراهم کرده است» (عاملی س. , 1382).
در این بین، فرهنگهای دارای بسترهای تکنولوژیک قویتر، فرصت بیشتری مییابند تا در این فضا، سایه خود را بر دیگر فرهنگها انداخته و خود را به عنوان فرهنگ برتر یا مسلط جا بیندازند و بدین ترتیب سایر فرهنگها در فضایی که با انبوهی از اطلاعاتی که مداوماً در حال انتقال هستند، آسیبپذیر میشوند. در نتیجه، شاهد بروز تغییراتی در سبکهای زندگی جدید، علایق فرهنگی نوین و تغییر بنیادین اعتقادات هستیم که تحت عنوان «نفوذ فرهنگی» مطرح میشوند.
تغییر فرهنگ
سوال مهمی که باید از خود بپرسیم این است که فرهنگ بالواقع چیست؟
برای پاسخ به این سوال، بهتر است از خود بپرسیم اگر بخواهیم به طور دقیق فرهنگ ایرانی را تعریف کنیم، چه مولفههایی را باید ذکر کنیم؟ آیا فرهنگ ایرانی، یک فرهنگ یکدست است؟ آیا همواره به یک شکل بوده است؟
اجازه بدهید خود را در دام ارائه تعریف دقیقی از فرهنگ نیندازیم. این که دقیقاً فرهنگ ایرانی چه بوده و چه باید باشد، در هر دوره تاریخی متفاوت بوده است! آنچه ما به عنوان فرهنگ ایرانی از پیشینیان خود به ارث بردهایم، دقیقاً آن چیزی نیست که پیشینیان ما برای ما به ارث گذاشتهاند؛ نه در سبک زندگی، نه حتی در بعد اعتقادی! فرهنگ ما ریشه در فرهنگ پیشینانمان دارد اما اساساً با آن متفاوت است! و این ذات فرهنگ است. فرهنگ ماهیتی انعطافپذیر و تغییرپذیر دارد که در هر دوره تاریخی با مولفههای مشخصی تعریف و شناخته میشود.
بدین ترتیب، اساساً باید از تغییر، به عنوان یکی از مشخصههای فرهنگ یاد کنیم! فرهنگها تغییر میکنند، و آهنگ سرعت این تغییر در زمانهای تاریخی و موقعیتهای جغرافیایی مختلف، با توجه به شرایط مختلف، همواره متفاوت است! در این بین، تکنولوژی، خصوصاً فضای مجازی، بستری را فراهم کرده است که فرهنگ با سرعت بیشتری نسبت به گذشته در حال تغییر است!
آن چه تغییر فرهنگ را نامطلوب جلوه میدهد، اهمیت آن در تعریف هویت است! فرهنگ به ما میگوید که ما که هستیم و این تعریف را از طریق مشخصههای مشخصی فراهم میکند. فرهنگ یک قلاب است که در تلاطم تفاوتها، ما را شبیه یکدیگر میکند، ما را به توافق و نظمی میرساند تا بتوانیم با تکیه به آن، از خود در برابر دیگران حفاظت کنیم. بدین ترتیب «مایی» شکل میگیرد که میتواند از خود حفاظت کند.
تغییر فرهنگ همواره با ریسک امکان عدم مدیریت گروه و درنتیجه نابودی آن، همراه است. از این رو مقاومت در برابر تغییر فرهنگ، یکی از دغدغههای اصلی اعضای هر فرهنگی است. همین نگرانی، در خصوص کودکان نیز مطرح میشود. کودکان با حضور در فضای مجازی، میتوانند به گونهای فرهنگپذیر شوند که به «مای» هویتساز ما نزدیک نباشد! و نگرانی بزرگ تر آن است که به «مای» هویت سازی شبیه شوند که به دیگران تعلق دارد؛ دیگرانی که هموراه «مای» خویش را در برابر آنها تعریف کردهایم!
اما اجازه بدهید که بگویم این پایان ماجرا نیست!
کودکان و فرهنگ مجازی
جهان مجازی که به جهان واقعی ما افزوده شده است، علاوه بر این که بستری برای حضور فرهنگهای مختلف و لذا برخورد فرهنگها ایجاد کرده است، اصولاً فرهنگ جدیدی را به وجود آورده که هرچند ممکن است بخشی از آن ریشههایی در جهان واقعی داشته باشد، ولی در بخش اعظم آن شبیه هیچ چیزی پیش از آن نیست! به عبارت بهتر، فرهنگی است که اختصاصاً در بطن فضای مجازی شکل گرفته است و نمیتوان آن را به سادگی به شرق یا غرب نسبت داد.
معنای این کلام آن است که ما در فضای مجازی، الزاماً با فرهنگ غرب یا شرق مواجه نیستیم که فرهنگ ما را تهدید میکنند، بلکه اساساً با فرهنگی کاملاً متفاوت مواجه هستیم که جهانبینی خاص خود را دارد؛ جهان بینی کاملاً متفاوت با آن چه ما تاکنون در جهان واقعی خود تجربه کردهایم.
در این میان، کودکان، در این فرهنگ کاملاً متفاوت زاده شدهاند و در حال آموختن آن هستند!
برای درک این مطلب، باید یادآور شویم که کودکان در حال تجربه دو جهان کاملاً متفاوت هستند: جهان واقعی و جهان مجازی! اما تفاوت در این است که آنها جهان مجازی را به عنوان یک جهان اضافه شده به جهان خودشان درک نمیکنند، بلکه آن را به عنوان بخشی ذاتی از زندگی خود تجربه میکنند.
جهان دوم برای ما شبیه کشف قاره امریکا است! ما از جهان خودمان وارد جهان مجازی شدهایم. به یاد آورید تمام روزهای اولیهای را که با ترس و سردرگمی وارد این فضا میشدیم. کم کم بسیاری از فعالیتهای ما به این فضا کشیده شد، تجربه جدیدی در فضای مجازی فراهم شد که در آن میتوانستیم بدون آن که شناخته شویم، تمام آن چه را که برایمان تابو یا ممنوع محسوب میشد، انجام دهیم و به راحتی خود را کنار بکشیم! بسیاری از صنایع و تجارتها قدم به این فضا گذاشتند و از این فضا، به عنوان امکانی افزون بر آن چه سابق بر این در فضای واقعی داشتند و پیش میبردند، استفاده کردند. هر چه دسترسی به این فضا آسانتر شد، فعالیتهای بیشتری به فضای دوم منتقل شد. با این وجود، همواره فاصلهای میان فضای واقعی و فضای مجازی وجود دارد.
اما کودکان، بدین شکل فضای مجازی را تجربه نمیکنند. تجربه آنها از فضای مجازی شبیه افرادی است که بعد از کشف قاره امریکا، در آن قاره به دنیا آمدهاند؛ آنجا کشور و زادگاه آنها است نه یک کشف تازه. بدین ترتیب کودکان بر خلاف ما، که به دنبال کشف راههای لذت بیشتر از فضای مجازی بودیم، به دنبال لذت نیستند، بلکه به دنبال آموختن هستند. آنها به دنبال آموختن شیوههای زندگی در این فضا هستند، شیوههایی که میبایست از آن به عنوان فرهنگ فضای مجازی یاد کنیم.
فرهنگ مجازی و شکاف نسلی
کودکان در حال درونی کردن جهانبینی متفاوتی هستند که فرهنگ فضای مجازی آن را ایجاد میکند. شناخت و درک این جهانبینی قطعاً نیازمند تحقیقات و مطالعات دقیقی است با این وجود میتوان مواردی از آن را نام برد:
- هویت در فرهنگ مجازی، نه بر اساس شبیه بودنها که بر اساس متفاوت بودنها شکل میگیرد. در دنیای واقعی، هویت در شباهت با دیگران و تفاوت با دیگران شکل میگیرد. ما شبیه هم میشویم و شبیه هم رفتار میکنیم و میتوانیم به راحتی خود را «ما» بنامیم. اما در فضای مجازی، هویت بر اساس متفاوت بودن شکل میگیرد. باید متفاوت بود تا دیده شد!
- در فرهنگ مجازی، همه چیز موقتی با عمری بسیار کوتاه است! رویدادها، هویتها، کمپینها همگی دارای تاریخ مصرف هستند. همه چیز، با یک هجوم گسترده آغاز میشود و با یک فراموشی بزرگ به پایان می رسد و هیچ گاه نقطههای شروع و پایان به سادگی دیده نمیشوند! به عبارت بهتر، فرهنگ مجازی اصولاً فرهنگی برپایه چیزهای مداوماً در حال تغییر و گذرا است.
- سرعت در فرهنگ مجازی، یک عنصر اساسی است. همه چیز در فضای مجازی سرعت دارد. یافتن اطلاعات، جذب اطلاعات، انتقال اطلاعات! هر چیزی که بیش از اندازه به زمان نیاز داشته باشد، کنار گذاشته میشود. در این فرهنگ، اطلاعات با یک اشاره انگشت به جلوی چشم آورده میشوند، به سرعت ارزیابی میشوند و اگر با سرعت جلب توجه نکنند، به سرعت کنار گذاشته میشوند.
- فرهنگ مجازی، مبتنی بر اطلاعات انبوه است؛ اطلاعاتی که شما به دنبال آنها نمیروید، بلکه آنها به سراغ شما میآیند. شما در این فرهنگ، در برخورد مداوم اطلاعات هستید.
- فرهنگ مجازی، فرهنگی مبتنی بر پنهان بودن و پنهان شدن است! در این فرهنگ، میتوان به سادگی همه چیز را پنهان کرد و چهره یا چهرههای متفاوت ارائه داد.
- فرهنگ مجازی، فرهنگی مبتنی بر عدم وجود چهارچوبها است! در حالی که در زندگی واقعی چهارچوبهای رفتاری و فکری بسیاری وجود دارند، در فضای مجازی مرزها باز هستند و میتوان به سادگی از تمامی این چهارچوبها گذشت بدون آن که پیامدهای آن با حتمیت پیامدهای دنیای واقعی گریبانگیر شوند.
آن چه این فرهنگ را در خصوص کودکان مهم میکند، این است که کودکان با چنین جهانبینیای رشد میکنند و لذا به گونهای شکل میگیرند که اساساً با نسل پیشین خود متفاوت هستند. بر این اساس، ما با نسلی مواجه هستیم که «شکاف نسلی» را در بعد نوینی تجربه می کنند؛ بعد مجازی! آنها جهانبینیای کاملاً متفاوتی دارند، دنیا را به شیوه متفاوتی تجربه و درک میکنند و این امر، به دلیل آن است که آنها تجربه متفاوتی از جهان مجازی دارند؛ تجربهای که نسلهای پیشین آنها هرگز نداشتهاند.
منابع
عاملی, س. (1382). دو جهانی شدنها و جامعه جهانی اضطراب. نامه علوم اجتماعی , شماره 21, 143-174.
عاملی, س. ر. ( 1382). دو جهانی شدنها و آینده جهان. کتاب ماه علوم اجتماعی , شماره 69-70, 15-28.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان