مهاجرتهای مجازی بزرگ
مدت زیادی نمیگذرد از زمانی که پیامک به عنوان یکی از اولین راههای ارتباطی جذاب و سرگرم کننده، محبوبیت پیدا کرد؛ درست زمانی که داشتن گوشی همراه در میان شمار بسیاری از افراد رایج شد. پیامک از همان ابتدا توان خود را برای برقراری دو نوع ارتباط نشان داد: ارتباطات میان فردی و ارتباطات جمعی! به عبارت دیگر، افراد از پیامک استفاده میکردند تا اولا با دیگران ارتباط دو طرفه برقرار کنند، دوما پیام هایی را (طنز یا جدی، سیاسی یا اجتماعی، اقتصادی یا هنری) در سطحی جمعی (هرچند از مجرای ارتباطات فردی) منتقل کنند.

زمانی که تلفنهای همراه هوشمند در میان مردم رایج شد، استفاده از اپلیکشینهایی که کارکرد پیامک را ایفا میکردند نیز رواج پیدا کرد. اولین آنها واتسآپ بود. مهاجرت بزرگی رخ داد که طی آن کاربران از «ارتباط از طریق پیامک» به «ارتباط از طریق واتس آپ» روی آوردند تا با سهولت بیشتر و البته با امکانات بیشتر، همان نوع ارتباطات را تجربه کنند؛ ارتباطاتی که دیگر محدود به متن نبود، بلکه تصویر و صوت را نیز در بر می گرفت. با ظهور وایبر و امکانات بیشتری که نسبت به واتسآپ داشت، مهاجرت دیگری رخ داد از واتسآپ به اپلیکیشن جدید وایبر! اما طولی نکشید که اپلیکیشن پرقدرتتر و پر امکاناتتری به نام تلگرام به میدان آمد و منجر به رخ نمودن سومین مهاجرت مجازی شد.
تمام این اپلیکیشنها، به نوعی از همان سیستم پیامک تبعیت میکردند با این تفاوت که امکانات و قابلیتهای بیشتری را نسبت به پیشینیان خود در اختیار میگذاشتند که هم ارتباطات میان فردی و هم ارتباطات جمعی را تسهیل میکرد. افراد نیز، با شوق باقی ماندن در این زنجیر ارتباط، راهی جز همراهی با این مهاجرتهای بزرگ مجازی نداشتند.
ارتباطات میان فردی
مهمترین کارکرد این اپلیکیشنها در بدو امر، ایجاد امکان برقراری ارتباطات میان فردی گسترده و آسان بود؛ ارتباطاتی که افراد پیش از این هرگز تجربه نکرده بودند. از طریق این اپلیکیشنها، افراد میتوانستند به طور پیوسته با عزیزان، دوستان و خانواده خود، فارغ از این که چه میزان میان آنها فاصله فیزیکی وجود دارد، در تماس باقی بمانند. این امر از دو طریق حاصل میشد:

اصولاً جذابیت این اپلیکیشنها در همین امکان برقراری ارتباط با دیگران بود. هرچند پیش از آنها فیسبوک، اینستاگرام، لاین و... به عنوان شبکههای اجتماعی جاافتاده و محبوب مطرح بودند، اما این اپلیکیشنها با آنها تفاوتهایی اساسی داشتند که کارکرد متفاوتی را برای آنها ایجاد میکردند. از جمله:
- این اپلیکیشنها از طریق موبایل قابل استفاده و بنابراین قابل حمل بودند. سابق بر این برای اتصال به فیسبوک، فرد حتما باید کامپیوتر خود را روشن میکرد، از فیلترشکن استفاده میکرد و سپس وارد فیسبوک میشد. این معنای آن است که فیسبوک را نمیشد همه جا و در هر لحظه همراه داشت. هرچند اکنون دسترسی از طریق موبایل فراهم شده است، اما اپلیکیشنهای ارتباطی از همان ابتدا وابسته به گوشی های هوشمند بودند. این اپلیکیشنها با همهگیر شدن گوشیهای هوشمند وارد بازار شدند و اصولاً یکی از دلایل همهگیر شدن گوشیهای هوشمند نیز هستند. افراد برای ورود به زنجیر ارتباطاتی که این اپلیکیشنها فراهم میکردند، راهی جز تهیه گوشی هوشمند نداشتند.

- تفاوت دیگر، تفاوت در کارکرد اصلی این اپلیکیشنها است؛ برقراری ارتباط. در فیسبوک هر کس برای خود یک صفحه شخصی دارد که روایتی از خود، زندگیاش، علایقش و... را ارائه میکند. این صفحه شبیه یک دفتر خاطرات است که افراد تصویری از خود و هویتشان ارائه میدهد و دیگران میتوانند آن را مطالعه کنند، از حال هم با خبر باشند و ارتباط خود را حفظ شود. اما تلگرام، واتسآپ و وایبر هیچ کدام بصفحهای شخصی در اختیار کاربر نمیگذارند زیرا کارکرد آن، کارکردی شبیه ارتباط از طریق پیامک است که بر اساس آن افراد به دنبال «در دسترس بودن» هستند نه «در ارتباط ماندن». افراد در تلگرام قصد ندارند صرفاً از رویدادهای زندگی یکدیگر با خبر شوند، بلکه میخواهند با یکدیگر ارتباط دوطرفه و به عبارت بهتر یک مکالمه برقرار کنند.
- سومین تفاوت در این است که تلگرام، وایبر و واتس آپ ارتباط «در لحظه» فراهم میکنند که بر اساس آن افراد قادر خواهند بود با عزیزان خود به طور «در لحظه» ارتباط برقرار کنند. گویا طنابی بین افرادن کشیده شده است که اگر یک نفر آن را تکان دهد، دیگران نیز در همان لحظه متوجه میشوند و میتوانند واکنش نشان دهند. اهمیت این نوع ارتباط تا بدان جا است که اگر فردی به پیامی پاسخ ندهد، باعث ایجاد نگران میشود که شاید مشکلی پیش آمده است. خصوصاً با افزوده شدن قابلیت seen در تلگرام، افراد میتوانند مطمئن شوند که مخاطبشان پیام را دیده است یا خیر. بنابراین این اپلیکیشنها، یک اتصال دائمی بین افراد برقرار میکنند که انتظار میرود در لحظه پاسخ و واکنش دریافت شود.
پدیدهای به نام کانال تلگرام
تشکیل کانال یکی از قابلیتهای متفاوت تلگرام نسبت به پیشینان خود است. کانال در تلگرام به گونهای است که در آن یک نفر به عنوان سازنده و مدیر کانال پیامهایی را برای دیگرانی که عضو کانال هستند، ارسال میکند؛ دیگرانی که تنها خواننده، شنونده و بیننده آن پیامها هستند. مخاطبانی که نه میتوانند نسبت به پیامهایی که در کانال مشاهده میکنند، واکنشی نشان دهند و نه میتوانند از احساس و نظر دیگر اعضای کانال در خصوص آن پیامها باخبر شوند. این مخاطبان نه قادر هستند با دیگر اعضای کانال ارتباط برقرار کنند و نه حتی با مدیر کانال (اگر راه تماسی با خود در اختیار نگذاشته باشد). بدین ترتیب نوعی ارتباط تودهای شکل میگیرد که یک فرد (یا گروهی از افراد به عنوان مدیران) فرستنده پیام هستند و دیگران (اعضای کانال) دریافتکنندگان پیام! بالواقع، تلگرام به یک رسانه ارتباط جمعی یک طرفه تبدیل شده است. افراد با عضویت در هر کانال داوطلب میشوند که در مورد موضوع خاصی با آنها سخن گفته شود بدون آنکه واکنش و احساس آنها محلی از اعراب داشته باشد.

با این وجود، عضویت در کانالهای تلگرام به عنوان یک حرکت گسترده رخ داد و افراد شروع کردند به عضویت در کانالهای مختلفی که روز به روز بر شمار و تنوع آنها افزوده شده و میشود. این امر به چند دلیل رخ داده است:
- کارکرد سرگرمی و افزایش اطلاعات عمومی: کانالهای مختلف، هر کدام بر روی موضوعی خاص متمرکز هستند. تاریخ، دین، سیاست، فرهنگ، هنر، اطلاعات عمومی و ... . افراد با توجه به علاقهمندیهای خود میتوانند انتخاب کنند که در چه کانالهایی عضو شوند. آنها هرگز مجبور نیستند در کانالهایی که موضوعات و پیامهای نامرتبط با علاقه آنها ارسال میکنند، عضو شوند. بنابراین کانالهای تلگرام تبدیل به امکانی شدند برای سرگرمی و افزایش اطلاعات عمومی در مورد موضوعات مورد علاقه که کارکردی فراتر از کارکرد برقراری ارتباطات میان فردی فراهم میکرد.
- احساس تعلق به گروه: تمام کانالهای تلگرام دارای تعدادی عضو هستند که این تعداد برای اعضای کانال مشخص است. افرادی که عضو یک کانال میشوند، میتوانند با توجه به تعداد اعضای کانال به این احساس دست یابند که به گروهی از افراد تعلق دارند که به موضوع مشترکی علاقهمند هستند. عضویت در کانالهایی با تعداد اعضای بیشتر، احساس تعلق به اکثریت را به همراه دارد. افراد با توجه به تعداد اعضای کانال به قضاوت در مورد کانال از یک سو و در مورد خود از سوی دیگر، میپردازند. از یک سو هر چه کانال دارای تعداد اعضای بیشتری باشد، اعتماد بیشتری را بر میانگیزد، از سوی دیگر به فرد احساس بهتری میدهد که به گروه بزرگی تعلق دارد. بر همین اساس، افراد عضو کانالهایی می شوند که به عنوان مثال یک میلیون عضو دارد نه 120 عضو! به عبارت سادهتر، عضو کانال شدن، پیوستن به گروه است: پیوستن به اکثریت.
- ابراز هویت: افراد سابق بر این در شبکههای اجتماعی دیگر، نظیر فیسبوک، کارکرد مهمی را تجربه کرده بودند که بر اساس آن میتوانستند اقدام به ساخت هویت خود و ابراز آن نمایند. صفحه فیسبوک، مملو از مطالبی بود که نشان میداد هر کس چه چیزهایی را دوست دارد، چه سبک زندگیای دارد، چگونه میاندیشد و به طور کل چه جور آدمی هستند. حتی اگر این تصویر با واقعیت منطبق نباشد، باز هم تصویری از فرد ارائه میدهد که باعث میشود فیسبوک در امر ابراز هویت، جذابیت پیدا کند. این قابلیت در اپلیکیشنی مانند تلگرام وجود نداشت و افراد تنها از تلگرام به عنوان ابزاری برای ارتباط استفاده میکردند.
اما کانالهای تلگرام موقعیتی را فراهم کردند که افراد میتوانستند به نوعی به ابراز هویت خود نیز بپردازند. این امر از طریق قابلیت فوروارد فراهم شد. فوروارد کردن مطالب کانال به فرد این امکان را میدهد تا به دیگران نشان دهد اولاً با عضویت در چه کانالهایی، به چه گروههای بزرگی تعلق دارد، دوماً چه چیزهایی را دوست دارد، چگونه می اندیشد و به طور کل چه هویتی دارد. این به معنای آن است که افراد در تلگرام، هویت خود را از یک سو با بیان علاقه مندیهای خاصشان و از سوی دیگر با عضویت در گروه بزرگتر، ابراز میکنند.
- امکان مشارکت: عضویت در کانال ها و امکان فوروارد در آنها، امکان دیگری را نیز فراهم میکند که بر اساس آن افراد میتوانند در مورد مطالبی که برای آنها به صورت یک طرفه ارسال شده است، نظر خود را بیان کنند. افراد مطلبی را که با آن موافق نیستند و آن را جالب نمیدانید، فوروارد نمیکنند! همچنین زمانی که مطلبی را فوروارد میکنند، در واقع آن را برای دوستان خود در یک ارتباط دو نفره یا ارتباط چند نفره (در قالب گروهها) ارسال میکنند که از این طریق میتوانند در خصوص آن مطالب به تبادل آرا بپردازند؛ امری که می تواند به ایجاد فهمی مشترک کمک کند.
تلگرام و شکلگیری دنیاهای مختلف
شاید شنیده باشید که وقتی فردی صحبتی میکند و از او میپرسید از کجا می داند، با حالتی متعجب پاسخ میدهد: در تلگرام بود دیگه! این پاسخ بر این باور اشاره دارد که همه افراد، تلگرام را به صورت یکسان تجربه میکنند، اخبار واحدی را دریافت میکنند و چیزی را که در تلگرام آمده، همه میدانند!
اما در واقع چنین نیست. آن چه در عمل اتفاق میافتد ایجاد نوعی تجربه مجازی است که فرد به فرد متفاوت است! افراد مبتنی بر علایق شخصی و انگیزههای متفاوت، در گروهها و کانالهای متفاوتی عضویت پیدا میکنند که بر اساس آن تجربه و درک متفاوتی از دنیای پیرامون خود کسب میکنند.
یک نفر ممکن است در کانال سیاسی (با جهت گیری خاص)، فوتبال، جغرافیا عضو شود و دیگری در گروه آشپزی فرانسوی، عکاسی طبیعت و عجایب جهان عضویت داشته باشد. تجربه مجازی این افراد قطعاً با یکدیگر متفاوت است! دنیایی که این افراد تجربه میکنند و درک و احساس آنها از این دنیا متفاوت است.
در عین حال، با توجه به آن که افراد در معرض پیامهای روزافزون در حوزههای مورد علاقه خود هستند، احساسی از «به روز بودن» و «با خبر بودن از جهان» ایجاد میشود. این مساله رفته رفته اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا فرد، از طریق پیگیری اخبار و مطالب در حوزه مورد علاقه خود، به تداوم ابراز هویت خود میپردازد. فرد برای آن که بتواند تصویری که از هویت خود ابراز نموده است را تداوم ببخشد، راهی ندارد جز آن که خود را در آن حوزه به روز نگه دارد.
بدین ترتیب، کارکرد سرگرمی و افزایش اطلاعات عمومی، با کارکرد دیگری جایگزین میشود: به روز ماندن!
با افزایش گسترده تعداد و تنوع کانالها و حجم انبوه از اطلاعات، افراد خود را دچار تنشی میبینند که بتوانند پا به پای اطلاعات حرکت کنند تا بتوانند به روز بمانند. تلاش برای آن که هیچ پیامی ناخوانده باقی نماند، تلاشی است برای به روز ماندن زیرا پیامهای ناخوانده، به معنای اتفاقاتی است که از آنها بیخبر هستید! بدین ترتیب نوعی دوی ماراتن شکل گرفته است برای عقب نماندن!

این امر به بروز یک پدیده اجتماعی منجر شده است که بر اساس آن افراد به طور مدام در حال مرور اخبار تلگرام هستند. در هجوم اطلاعات و پیامهای بیشمار که درستی یا نادرستی آنها به سادگی قابل تشخیص نیست، هرچند فوروارد به قوت خود باقی است، اما فرصتی برای به تبادل گذاشتن نظرات باقی نمیماند. بنابراین برای بار دیگر، مشارکت و فعالیت از مخاطب ستانده میشود و افراد تنها به انتقال پیامهایی میپردازند که در زنجیره انتقال از دیگران به دیگران، به دست آنها رسیده است. در این جریان، فهم و دانش مشترک به وجود نمیآید و آن چه شکل میگیرد توهمی است از شناخت دنیای پیرامون، و فهم مشترک در خصوص این شناخت!
فراریان
فرار از تلگرام، اتفاقی است که نشانههای آن در رفتار برخی از کاربران قابل مشاهده است و میتوان آن را به عنوان یک مقاومت فردی مورد توجه قرار داد. در حال حاضر، مرحلهای آغاز شده است که در آن افراد، بر اساس تصمیمی فردی، اقدام به فاصلهگیری از تلگرام کردهاند. این فاصلهگیری در چند شکل خود را نشان میدهد:
- عضویت محدود در گروههای محدود: افراد شروع به گلچین کردن گروهها و کانالهایی که در آن ها عضویت دارند، کردهاند. افراد طی این عمل، سعی ندارند در بیشترین گروهها و کانالها عضو شوند تا بیشتر به روز باشند، بلکه با عضویتهای هدفمندتر، در گروههای معدودتر، سعی بر آن دارند که فرایند دریافت پیامهای پراکنده را به کنترل خود در آورند.
- خاموش و بی صدا کردن گروهها و کانالها: افراد این امکان را دارند که کانالها و گروههایی را در آنها عضویت دارند، خاموش و بیصدا کنند. خاموش و بیصدا کردن کانالها و گروهها، به فرد امکان میدهد ضمن حفظ عضویت خود در گروه، برای به روز شدن، مبتنی بر برنامه زمانی خود عمل کند و از پیگیری مداوم و لحظه به لحظه اخبار و پیامها خودداری نماید.
- قابلیت روح: زمانی که افراد در بستر ارتباطات خصوصی ر خود در فضای تلگرام، به تکرار پیامهای کانالهای تلگرام روی آوردند، به نوعی کارکرد اصلی تلگرام را تحتالشعاع قرار دادند. این عمل منجر به تمایل به استفاده از قابلیت روح شد که بر اساس آن، فرد حضور خود را در تلگرام و در فضای خصوصیتر ارتباطات دو نفره، به حضوری نامحسوس تبدیل میکند. بدین ترتیب میتواند، ضمن آن که پیامها را میبیند، چنان وانمود کند که پیامها را ندیده است. این عمل نوعی نه گفتن به قابلیت «همواره در دسترس بودن» و دریافت بیش از حد پیامهایی است که کارکرد ارتباط میان فردی ندارند.

این سه اتفاق را میتوان مقاومتی دانست که فرد در برابر دریافت پیامهایی که در حجمی گسترده به صورت انبوه توزیع میشوند، که حتی به فضای خصوصیتر ارتباطات دو نفره نیز سرایت کرده است، صورت میدهد. هرچند این نوع مقاومت در حال حاضر به صورت پراکنده و در قالب تصمیمهای فردی صورت میگیرد، اما اگر به صورت مقاومتی جمعی تبدیل شود، میتواند تداعی کننده مسیری باشد که افراد را به سمت کارکرد اولیه تلگرام، یعنی ارتباطات دو طرفه هدفمند، هدایت میکند یا به طور کامل تلگرام را به عنوان ابزار ارتباطات فردی از صحنه خارج میسازد.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان