خرید بک لینک

در دنیای شبکهای شده امروز، مفهوم «فرهنگ» دچار دگرگونی بنیادینی شده است و بیش از هرچیز حاصل تغییر در محتوای آن چیزهایی است که سابق بر این معرف فرهنگ بودند. یکی از سوالات اساسی که ما در بررسی فرهنگ در عصر دو جهانی شدنها یاری میرساند، آن است که چه نسبتی میان فرهنگ عمومی (به عنوان فرهنگی که در فضای واقعی تجربه کرده و میکنیم) و فرهنگ مجازی (فرهنگی که در فضای شبکهای و مجازی شکل گرفته است) وجود دارد؟ آیا میتوان فرهنگ مجازی را به عنوان بخشی یا دنبالهای از فرهنگ عمومی در نظر گرفت یا تبدیل به فرهنگ مادری شده است که فرهنگ عمومی را در خود جای داده است؟

پیش از هر چیز، اجازه دهید روزهایی را یادآوری کنم که فضای مجازی به شکلی که امروز آن را تجربه میکنیم، وجود نداشت. فرهنگ عبارت بود از چهارچوبی برای کلیه رفتارها و اندیشههای ما که نظام بخش شبکه روابط اجتماعی ما بود. فرهنگ در این تعریف، فرهنگی عمومی بود که «یکپارچگی» و «ثبات» دو کارکرد اصلی آن محسوب میشد که بر اساس آن، از یک سو، میان ما و دیگرانی که در فرهنگ «ما» شریک بودند، یک نوع یکپارچگی و یکدستی در رفتار، اندیشه و کردار شکل میگرفت که «ما» را شبیه هم میکرد و از سوی دیگر، به این شباهت و یکپارچگی ثباتی میبخشید که باعث میشد افراد آن چه هستند و خواهند بود را امری ابدی بدانند.

فضای مجازی تغییری اساسی در این تعریف ایجاد کرد. افراد که پیش از این در چهارچوب فرهنگ عمومی فکر و عمل میکردند، ناگهان به فضایی دسترسی پیدا کردند که تفاوتهای بسیاری با دنیای واقعی که آن را هر روز تجربه میکردند، داشت. اجبارهای اجتماعی که سابق بر این نظارت همه جانبه بر عمل در چهارچوب فرهنگ را اعمال میکردند، در فضای جدید قادر نبودند به راحتی مانع عدول از چهارچوب فرهنگ شوند. بر این اساس، در حالی که افراد همچنان در زندگی واقعی خود، به همان شیوههای قالبریزی شده پیشین عمل میکردند، در فضای جدید، عدول از آن قالبها را تمرین میکردند.

فضای مجازی به دو گونه در چهارچوبهای فرهنگی اعمال نفوذ کرد. نخست از طریق ایجاد فرهنگ متفاوت و جدید تحت عنوان فرهنگ شبکهای، دوم از طریق ایجاد زمینه مناسب برای تغییر چهارچوبهای کمانعطاف فرهنگ عمومی.

فرهنگ مجازی: جهان بینی متفاوت

زمانی که فضای مجازی شکل گرفت، افراد با حضور خود در آن فضا، زمینه ورود فرهنگهای مختلف را به این فضا را ایجاد کردند. اما فرهنگها در این بستر جدید، موقعیت های مختلفی را نسبت به یکدیگر پیدا کردند که زمینهساز ایجاد فرهنگی متفاوت شد.

بر این اساس، فرچند فرهنگ شبکه ای از جهاتی ریشه در فرهنگ دنیای واقعی و پیش از خود دارد، اما از جهاتی دارای هویت کاملا مستقل و متفاوتی است. مهم ترین تفاوت این فرهنگ جدید، جهان بینی متفاوتی است که شکل داده است و در سه سطح قابل مشاهده است:

- نگرش نسبت به مفهومی به نام «ما»

یکی از مهمترین کارکردهایی که فرهنگ در دنیای واقعی ایفا میکند، تعیین «هویت» و شکل دهی به «ما»یی است که افراد را بر اساس ویژگیهای مشترک و مشابهی گروهبندی میکند. این کارکرد اساسا در ارتباط با مرزها و در بستری از اعمال فیزیکی صورت میگیرد. به عنوان مثال، ما مسلمانان، ما ایرانیان، ما زنان و «ما»های بسیاری که همگی بر اساس نوعی مرزبندیها تعیین میشوند و با آداب خاصی تعریف میگردند.

فرهنگ مجازی، در مرزبندیهایی که پیش از این «ما»های گوناگون را از هم متمایز میکرد، تغییرات اساسی ایجاد نمود. افراد به عنوان اعضای شبکه مجازی، نه تنها الزاما مبتنی بر هویت و «ما»ی از پیش تعریف شده خود عمل نمیکنند، بلکه الزاما در چهارچوب «ما»ی جدیدی هم قرار نمیگیرند. هرچند افراد میتوانند به عنوان دنبالهای از حضورشان در جمع یک «ما» در دنیای واقعی، در فضای مجازی نیز «ما» را دوباره شکل دهند، اما به طور کلی فرهنگ مجازی، نوعی تجربه «بودن» بدون «ما» بودن را ایجاد میکند. افراد در فضای مجازی در شبکهای از «ما»های گوناگون قرار میگیرند اما الزاما به دلیل «ما» بودنشان کنار هم قرار نگرفتهاند و «ما»ی متفاوتی را شکل دادهاند که دارای چهارچوبهای غیرمنعطف «ما»های پیشین نیست. به عبارت بهتر، افراد نوعی سیالیت در میان «ما»های مختلف را تجربه میکنند و میتوانند خود را جزوی از هیچ «ما»یی ندانند.

- نگرش نسبت به «دیگران»

فرهنگ در راستای استحکام بخشیدن به «ما» و هویت «ما» تنها به تعریف آن چه «ما» هستیم نمیپردازد. بلکه اساسا به تعریف «دیگران» و تمایز «ما» با «دیگران» نیز اقدام میکند. به عبارت بهتر، فرهنگ اصولاً تعیینکننده مرزها است: ما ایرانیان و آنها غیرایرانیان با مرزهای جغرافیایی، زبانی و به طور کلی با مرزهای فرهنگی تعریف میشود. «دیگران» همواره کسانی هستند که از «ما» نیستند، مثل «ما» نیستند و نمیخواهیم مثل آنها شویم. این جهانبینی، تاثیرپذیری را نامطلوب جلوه میدهد و تلاش بر آن دارد تا با تاثیرگذاری بر «دیگران»، بر دایره «ما» بیفزاید.

این در حالی است که فرهنگ شبکهای، با برداشتن مرزهای تعریفکننده «ما»، افراد را در موقعیتی متفاوت قرار میدهد که خواسته یا ناخواسته تمایزها را در کنار هم تجربه میکنند. در این فضا، هر فرد به صدایی در میان صداها تبدیل میشود و تفاوت صداها به امری عادی تبدیل میشود. بر این اساس، نه تنها چهارچوبهای «ما» در دنیای واقعی برداشته میشود، بلکه تمایز با «دیگران» نیز کنار گذاشته میشود و تمام افراد با فرهنگهای مختلف در کنار هم قرار می گیرند.

- پذیرش و طرد:

فرهنگ در دنیای واقعی، از مکانیسمهای پذیرش و طرد پیروی میکند. بدین معنا که به سادگی هر چیزی در دایره و چهارچوب فرهنگ مشروع تلقی نمیشود و به طریق مشابه هر چیزی به سادگی از دایره فرهنگ خارج نمیشود. هر گونه تغییری در این زمینه، به کندی و به تدریج در طول زمان و به فراخور شرایط صورت میگیرد.

این در حالی است که در فرهنگ شبکهای چهارچوب مشخصی وجود ندارد که مکانیسمهای پذیرش و طرد را پیادهسازی نماید. فرهنگ مجازی مرزبندیهایی را که ما و دیگران را از هم جدا میکند، از میان برمیدارد و بدین ترتیب یک نوع سیالیت در انتقالهای فرهنگی رخ میدهد. بدین ترتیب در حالی که در فضای واقعی، فرهنگ نسبت به پذیرش یا رد تاثیرات فرهنگهای دیگر مقاومت میکند، در فضای مجازی، اصولاً مرزی وجود ندارد. این امر نوع متفاوتی از جهانبینی را در فرهنگ مجازی به دنبال دارد که «دیگری» و «فرهنگهای دیگر» به عنوان غریبهها و عناصر ناآشنای دور از «ما» تلقی نمیشوند. بلکه به عنوان عناصر سیال در فضای مجازی در نظر گرفته میشوند که ارزشی هم سنگ دیگر عناصر فرهنگی حاضر در این فضا دارند. در این شرایط در حالی که در دنیای واقعی، فرهنگ در امر پذیرش و طرد، اعمال قدرت میکند، در دنیای مجازی، افراد از نوعی خودکنترلی تبعیت میکنند که بر اساس آن خود انتخاب میکنند چه عناصر فرهنگی را دریافت یا طرد کنند.

این سه تفاوت اصلی میان جهانبینی حاصل از فرهنگ عمومی به عنوان فرهنگی که در دنیای واقعی تجربه میشود از یک سو، و فرهنگ مجازی از سوی دیگر تفاوتی عمده به وجود میآورد. این جهانبینیهای متفاوت، نگاههای متفاوتی به زندگی را به دنبال میآورند. در حالی که فرهنگ دنیای واقعی جهانبینیای مبتنی بر تمایز میان «ما» و «دیگران» با مکانیسمهای پذیرش و طرد به دنبال دارد، فرهنگ مجازی، با از میان برداشتن مرزهای میان ما و دیگران و ایجاد فضای مشترک و سیال برای برخورد فرهنگهای مختلف، جهانبینی متفاوتی را به همراه میآورد.

نتیجه این جهان بینی، نوعی خودگشودگی در برابر تغییرات فرهنگی است که در این فضای بدون مرز و سیال رخ میدهد. در حالی که تغییرات فرهنگی در خصوص فرهنگ دنیای واقعی به کندی و به تدریج در طول زمان صورت میگیرد؛ امری که فرهنگ را به مثابه امری ابدی جلوه می دهد، در فضای مجازی تغییرات با سرعت صورت میگیرند به گونهای که فرهنگ اصولاً به عنوان یک امر موقتی و مداوماً در حال تغییر تبدیل میشود.

با توجه به آن چه گفته شد، باید بار دیگر به سوالی که در ابتدا طرح کردیم بازگردیم: چه نسبتی میان فرهنگ مجازی و فرهنگ عمومی وجود دارد؟

نمی توان ادعا کرد که فرهنگ مجازی بخشی از فرهنگی است که بر دنیای واقعی حاکم است، هرچند در آن ریشه دارد. همچنین آن گونه نیست که ادعا کنیم فرهنگ در دنیای واقعی بخشی از فرهنگ مجازی است، هرچند به واسطه آن تغییراتی را به خود دیده باشد. بلکه باید تاکید کنیم که این دو فرهنگ اساسا با هم متفاوت هستند، که مبتنی بر دو نوع فضای کاملاً متفاوت شکل گرفتهاند و دو نوع جهانبینی متفاوت را به دنبال دارند.


برچسبها: فرهنگ عمومی, فرهنگ مجازی, جهان بینی, فضای مجازی

برچسب: «فرهنگ», نویسنده: آبتین باقریان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

صفحه بندی