یکی از ویژگیهای زندگی اجتماعی، تکثر فرهنگی است. انسانهای مختلف به فراخور شرایط جغرافیایی و تاریخی متفاوت، حاملان فرهنگهای متفاوتی هستند که تعریفکننده جهان بینی، نحوه اندیشه و عمل آنها است. این امر باعث میشود که جماعتهای فرهنگی مختلف تفاوتهای ریشهای بسیاری با هم داشته باشند. بسیاری از تنشهای فرهنگی در طول تاریخ، ناشی از تفاوتهای فرهنگی و تلاش برای اثبات برتری و حقانیت فرهنگی بوده است. این امر، فرهنگها را به کلونیهای اتمیزهای تبدیل کرده است که با چهارچوبها و مرزهای قاطعی تعریف میشوند؛ هرچند در عمل محدود به این مرزهای تعریف شده نباشند. بر این اساس، فرهنگهای قومیتی، جنسیتی، مذهبی و ... شکل میگیرند و جهان اجتماعی را به جهانی متکثر به لحاظ فرهنگی تبدیل میکنند.
با ظهور اینترنت و افزایش امکان حضور افراد در فضای مجازی، یک نگرانی عمده مطرح میشود که بر اساس آن، فضای نوین بستری را برای نفوذ فرهنگی فراهم کرده است. این نگرانی که ناشی از رویکردهای سنتی به تعاملات بین فرهنگی است، این باور را تقویت میکند که فرهنگهای قوی تر، فرهنگهای ضعیفتر را به خود شبیه میکنند و بدین ترتیب سلطهای را در طول تاریخ درصدد بودند غالب کنند، طی فرایندی بدون مناقشه ایجاد میکنند. نتیجه این فرایند، شبیه شدن و یکسان شدن فرهنگها است که در این میان هر که در موقعیت قدرت بالاتری قرار داشته باشد، بیشتر میتواند کفه ترازو را به سمت فرهنگ خود سنگینتر کند.
اما آیا این نگرانی، نگرانی بجایی است؟ به نظر میرسد این نگرانی ناشی از درک فضای مجازی از مجرای فرهنگ واقعی است. این در حالی است که فرهنگ مجازی، مختصات و ویژگیهای اساسا متفاوتی با فرهنگ واقعی دارد. فرهنگ مجازی، هرچند در بسیاری از جنبهها، ریشه در فرهنگ واقعی دارد اما بالواقع شبیه هیچ چیز خارج از این فضا نیست. بدین ترتیب نزاعهای فرهنگی بر سر نفوذ فرهنگی، با همان تعاریفی که در فضای واقعی مطرح هستند، در این فضا قابل درک نیستند.
یکی از تفاوتهای اصلی که فرهنگ مجازی با فرهنگ واقعی دارد، تفاوت در جهان بینی است. فرهنگ مجازی جهان بینی متفاوتی را به دنبال دارد که اساساً با جهان بینیای که در دنیای واقعی وجود دارد، متفاوت است. این جهان بینی، دنیا و تمام متعلقاتش را به گونهای متفاوت میبیند، تجربه و درک میکند. این جهان بینی چیزی نیست که از سوی کسی در این فضا تحمیل شده باشد، بلکه اساساً برآمده از ویژگیهای فضای مجازی است؛ ویژگیهایی که در آن محدودیتهای زمانی و مکانی دنیای واقعی مطرح نیست.

در این میان، میتوان سه تغییر فرهنگی را در این فضا مشاهده کرد. نخست این که این فضا نگاه برابرتری به دیگران را فراهم میکند. افراد در فضای مجازی الزاماً به واسطه قومیت، مذهب و جنسیت بازشناسی نمیشوند و لذا به راحتی در معرض پیش داوریهای قومیتی، مذهبی و جنسیتی قرار نمیگیرند. نظام تعاملات در فضای مجازی، مبتنی بر تعامل فارغ از هرگونه تفاوتی است. به همین دلیل افراد در این فضا برابرتر از فضای واقعی هستند. شاید به نظر برسد این نگاه برابر در عمل در فضای مجازی وجود ندارد. بسیاری از کاربران با بازشناسی یک فرد با یک هویت قومیتی یا مذهبی خاص، همان نگرشهای موجود در فضای واقعی را در خصوص او پیدا میکنند. بله این امر صحیح است زیرا همان طور که گفتیم، افراد پیش از ورود به فضای مجازی، نگرشهایی را که در دنیای واقعی دارند حذف نمیکنند تا با لوح سفیدی با فرهنگهای دیگر به مواجهه بپردازند. مهم آن است که از یک سو اهمیت تفاوتها در فضای مجازی خیلی کمرنگتر از فضای واقعی است و به همین دلیل ادعا میکنم که افراد برابرتر هستند و نه کاملاً برابر.
دومین تغییر فرهنگی در فضای مجازی، کاهش تبعیض است. تبعیض اساساً به فضای واقعی تعلق دارد، جایی که افراد برابر تلقی نمیشوند و بر اساس این نابرابری، امکانات خاصی از عدهای سلب میشود. فضای مجازی با ایجاد نگاه برابر به دیگران، فضایی برای بروز تبعیض ایجاد نمیکند. هیچ فردی به دلیل جنسیت، قومیت یا مذهب خود از حرکت در فضای مجازی یا بهره گیری از خدماتی در این فضا بازداشته نمیشود.
سومین تغییر مهم در فضای مجازی، کاهش تعصب است. تعصب در دنیای واقعی به نگاه نابرابر و تبعیض مربوط است. زمانی که افراد طی نزاعهای فرهنگی، مرزهای پررنگ خود با دیگران را پررنگ تر میکنند، برای حفظ این مرزها از خود تعصب نشان میدهند. این مرزها تعیین کننده «ما» و «هویت» هستند و تعصب ضامن حفظ آن است. این در حالی است که در فضای مجازی، با ایجاد نگاه برابرتر به دیگران و عدم بروز تبعیض، جایی برای بروز تعصب باقی نمیماند.

شاید این سوال پیش بیاید که در حال حاضر بسیاری از افراد تعصب فرهنگی خود را در قالب فعالیتهای مختلف نظیر کمپینها و جنبشها در فضای مجازی نشان میدهند. برای توضیح این مساله دوباره باید تکرار کنم که افراد قطعاً با فرهنگی که در فضای واقعی بدان تعلق دارند، به فضای مجازی قدم میگذارند. با این وجود فضای مجازی بستری برای شکلگیری تعصب و تبعیض ایجاد نمیکند. اساساً تبعیض و تعصب نه در فضای مجازی که در فضای واقعی کارکرد دارند و بر این اساس، بروز تعصب در فضای مجازی و تداوم آن به دلیل کارکردی که در دنیای واقعی دارد، صورت میگیرد.
من فضای مجازی را به یک حمام عمومی و فرهنگ در دنیای واقعی را به لباس تشبیه میکنم. افراد برای ورود به حمام، اگر با لباس وارد شوند، نمیتوانند از حمام به عنوان حمام و کارکرد آن استفاده کنند. استفاده از حمام نیازمند آن است که فرد لباس از تن برکند. فرد لباس خود را فراموش نمیکند و دور نمیاندازد و برای خروج از حمام، آن را بر تن میکند، اما در حمام هرچقدر نیز از لباس خود سخن بگوید، برای بهرهگیری از حمام نمیتواند لباسش را همچنان به تن داشته باشد.
فرهنگ در فضای مجازی نیز چنین است. فرد میتواند با تعصب به فرهنگ واقعی خود به فضای مجازی وارد شود، اما اساساً به عنوان کاربر فضای مجازی به حساب نمیآید. کاربر فضای مجازی، کاربری است که تن به فرهنگ فضای مجازی میدهد، فرهنگی که برابری، عدم تبعیض و عدم تعصب جهان بینی آن را شکل میدهند. این افراد در خارج از فضای مجازی میتوانند دوباره به همان افرادی که بودند تبدیل شوند و یا تحت تاثیر جهان بینی حاصل از فضای مجازی، نگرش معتدلتری پیدا کنند. با این وجود، آن چه که مهم است این است که تجربه متفاوتی را در فضای مجازی ادراک میکنند.
حال باید از خود بپرسیم آیا فضای مجازی شاهد تکثرگرایی فرهنگی است و یا نوعی یکسانسازی فرهنگی را ایجاد میکند؟ و آیا این یکسان سازی، در راستای شبیه کس خاصی شدن است؟
آن چه به نظر میرسد این است که فرهنگهای مختلف به فضای مجازی وارد میشوند اما مرزهای پررنگ و سفت و سختی که در دنیای واقعی میان آنها کشیده شده بود، به این فضا منتقل نمیشوند. بر این اساس یک کل منسجمی رخ مینماید که آن فرهنگهای مختلف بدون مرز در کنار هم زندگی میکنند.
این امر به نوعی یکسانسازی میانجامد اما نه بدان معنا که فرهنگها در حال تبدیل شدن به فرهنگ خاصی هستند. این یکسانسازی به معنای تاثیر و تاثر همه جانبه است. فرهنگها در فضای مجازی امکان تعاملی را پیدا کردهاند که در فضای واقعی به سختی میتوانستند خارج از مفاهیم تعصب، تبعیض و نابرابری تجربه کنند. بر این اساس، فرهنگها بر روی هم تاثیر میگذارند و از هم تاثیر میپذیرند و در نهایت کلی میتواند شکل بگیرد که در عین حال که در فرهنگهای مختلف ریشه دارد، اما شبیه هیچ کدام از آنها نیست. این به معنای رخ نمودن یک جهان بینی متفاوت است که بر اساس آن همه افراد با هر رنگ و مذهب و جنس و قومیتی که دارند، میتوانند در کنار هم باشند، با هم تعامل داشته باشند، از خود بگویند و از دیگری بشنوند.
ممکن است چنین ادعا شود که در این گفت و شنود، قدرت میتواند باعث دیده و شنیده شدن فرهنگ خاصی شود و بدین ترتیب یکسان سازی به سمت آن فرهنگ خاص جهت گیری شود. اما در پاسخ به این سخن میتوان گفت اولاً افراد تجارب فردی کاملا متفاوتی را در فضای مجازی تجربه میکنند. هیچ جریان واحد و یکسانی وجود ندارد که همه افراد را به سمت واحدی هدایت کند. دوماً پیچیدگی این تاثیر و تاثرها به پیچیدگی نظام شبکهای است که افراد را به طرق مختلف به دیگران بی نهایت متصل میسازد.
در نتیجه، فرهنگ فضای مجازی متشکل از فرهنگهای متکثری است که بدون مرز میتوانند با هم تعامل داشته باشند و در این تعامل بر هم تاثیر گذاشته و از هم تاثیر بپذیرند. نتیجه این امر رخ نمودن کلیت فرهنگی یکسانی است که الزاماً به سمت هیچ فرهنگ خاصی جهت گیری نشده است. بلکه کلیتی است که اساساً معرف فرهنگی است متعلق به فضای مجازی: فرهنگ مجازی!
برچسب: تکثرگرایی,
نویسنده: آبتین باقریان