تصور کنید که یک زن هستید. نه پیر و نه جوان! نه زیبا و نه زشت! تنها و تنها یک زن هستید، یک زن معمولی! حال تصور کنید که سوار مترو شدهاید. تمام صندلیها پر هستند و شما تنها کسی هستید که ایستادهاید. تصور کنید که مسافران در قطار، نیمی زن و نیمی دیگر مرد هستند. اگر قرار باشد که یک نفر جایش را به شما بدهد، آن کس زن خواهد بود یا مرد؟
بر «معمولی» بودن تاکید کردهام، زیرا قصد دارم بر این امر تاکید کنم که کسی قرار نیست به دلیل پیر بودن، زیبا بودن یا ویژگی دیگری، جایش را به شما بدهد. بلکه قرار است به این دلیل جایش را به شما بدهد که شما یک زن هستید!
تجربه بسیاری از زنان در ایران نشان داده است که در این شرایط، اگر کسی قرار باشد جایش را به یک زن بدهد، آن فرد قطعا یک مرد خواهد بود! حتما پیش خود فکر می کنید چرا یک زن باید جایش را به یک زن دیگر بدهد؟ قطعا پیش خود فکر میکنید این نشانه ادب یک مرد است که جایش را برای شما خالی کند زیرا شما یک «زن» هستید.

موقعیت دیگری را تصور کنید. مسابقات فوتبال در ورزشگاهی در تهران، در حال برگزاری است و شما میخواهید به تماشای این بازی بروید. در ورزشگاه تنها و تنها یک جای خالی باقی مانده است و شما امیدوار هستید که بتوانید آن جای خالی را داشته باشید. اما زمانی که به ورزشگاه میرسید، جلوی شما گرفته میشود و صندلی آخر به یک مرد سپرده میشود که حتی ممکن است خیلی دیرتر از شما رسیده باشد. شاید پیش خود فکر میکنید که فوتبال چه جذابیتی برای یک زن میتواند داشته باشد؟ فوتبال یک بازی مردانه است و بنابراین خیلی بی معنی است که شما اصرار کنید که اجازه ورود به ورزشگاه را پیدا کنید، زیرا شما یک «زن» هستید.

چه در مواردی که به عنوان یک «زن» مورد احترام قرار میگیرید و چه در مواقعی که به عنوان یک «زن» مورد بی احترامی و تبعیض قرار میگیرید، در هر دو حالت یک اتفاق فرهنگی واحد در حال وقوع است:
شما با جنسیتتان دیده میشوید قبل از آن که به عنوان یک انسان دیده شوید.
جنسیت در فرهنگ ما تعیینکننده بسیاری از رفتارها و اعمال است. این امر، یک امر اساساً فرهنگی است که ایجادکننده جهانبینیای خاصی است که تمام ما به عنوان حاملان این فرهنگ، در آن اشتراک داریم. به این ترتیب، شما به عنوان یک زن، هیچ گاه در مترو انتظار نخواهید داشت که یک زن دیگر، اگر هیچ دلیل دیگری وجود نداشته باشد، فقط به این خاطر که شما یک زن هستید، جایش را به شما بدهد.
این مثالها را بدین منظور مطرح کردم تا بتوانم «فرهنگ» را تعریف کنم. هر فرهنگی، در برگیرنده دو وجه است. نخست نمودهای مادی شامل سلسلهای از رفتارها و کردارها، و دوم جهانیبینی و نگرشی که نمودهای مادی با تکیه بر آن شکل میگیرند.
در مورد مثال جنسیت، فرهنگ در سطح جهان بینی این باور را ایجاد میکند که انسان ها به دو دسته متفاوت زنان و مردان تقسیم میشوند و جنسیت اولیتی اصلی است که تعیین کننده بایدها و نبایدهای رفتاری خواهد بود. این جهان بینی، نهایتا در قالب هزاران هزار اشکال مادی رفتار خود را نشان میدهد.
اما آیا این امر در فضای مجازی نیز به همین شکل اتفاق میافتد؟
با ظهور فضای مجازی، افراد همچون لوح پاک به این فضا قدم نگذاشتهاند، بلکه اساسا با جهان بینیای که فرهنگ در فضای واقعی برایشان فراهم کرده است، به این فضا وارد شدهاند.
اینک موقعیت دیگری را تصور کنید. شما به صفحهای در فضای مجازی وارد میشوید که در آن مطلبی علمی و تخصصی در خصوص نجوم نوشته شده است. محتوای این مطلب بسیار سنگین است و پر از اصطلاحاتی است که درک آنها برای شما دشوار است. شما هیچ شناختی در مورد نگارنده این متن ندارید غیر از نام او: «پروفسور سعیدی».
تصور شما در مورد پروفسور صلح جو چگونه خواهد بود؟
متن علمی دشواری که پیش رو دارید، تنها راهی است که میتوانید با استفاده از آن، نسبت به «پروفسور صلح جو» تصوری پیدا کنید. در اینجا جهانبینی فرهنگی شما به کمک میآید و شما مبتنی بر قالبهای ذهنی خود، احتمالا او را یک مرد متصور میشوید که موهای سفید و ژولیده دارد، عینکی درشت بر چشم میگذارد که سالیان سال در دانشگاههای معتبر دنیا تحصیل و تدریس کرده است.
تصور کنید در گوشهای از صفحه لینکی وجود دارد که شما را به پروفایل «پروفسور صلح جو» منتقل میکند و شما بر روی آن میکنید و متوجه میشوید که پروفسور سعیدی یک خانم جوان است. حتی اگر ناگهان تمام تصورات فرهنگیتان در هم نشکند، قطعاً از تناقض تصورتان با آن چه دیدهاید، شوکه خواهید شد.

شهلا صلح جو، اولین ستاره شناس زن در ایران
این موقعیت، مثالی است برای شرایطی که شما بدون توجه به جنسیت، به محتوای رفتار توجه کردهاید؛ امری که فضای مجازی به طور گستردهای آن را شکل داده است. امروزه در فضای مجازی، محتواهای بسیاری از سوی افراد متفاوت با جنسیتهای مختلف تولید میشود که مخاطبان، شاید نه بدون توجه، اما با توجه کمتر به جنسیت تولیدکننده آن، به محتوا روی میآورند. به عنوان مثال، شما از سایتهای بزرگی مانند تخفیفان استفاده میکنید بدون آن که به این واقعیت توجه داشته باشید که صاحب و خالق آن یک زن است یا مرد.
این امر، دقیقا آن چیزی است که من ادعا دارم در فضای مجازی به عنوان یک تغییر فرهنگی مطرح است: تغییر جهان بینی!
بر اساس جهان بینی فرهنگی در فضای مجازی، جنسیت دیگر اولویت اول توجه را تشکیل نمیدهد بلکه به مرتبه دوم و حتی چندم توجه منتقل شده است. این به معنای از بین رفتن جنسیت و عدم توجه به جنسیت در فضای مجازی نیست، بلکه تغییری اساسی در جهان بینی نسبت به جنسیت است، چیزی که در فرهنگ واقعی، اولویت رفتار را شکل میداد، اما در فرهنگ مجازی دیگر به عنوان اولویت اول مطرح نیست!
جهان بینی و ضرورت بازتعریف مفهوم فرهنگ
همان طور که گفته شد، فرهنگ در فضای واقعی متشکل از جهان بینی از یک سو و نمودهای مادی آن از سوی دیگر است. اما آیا فرهنگ در فضای مجازی نیز همین گونه است؟ مقایسه ای که مطرح شد، نشاندهنده آن است فرهنگ در فضای مجازی، به همان معنای فرهنگ در فضای واقعی نیست و نیازمند آن است که به گونهای متفاوت مورد توجه قرار گیرد!
در این میان، میبایست به دو تفاوت عمده میان فرهنگ در فضای واقعی و فرهنگ در فضای مجازی اشاره کرد که یکی به تفاوت شکلی و دیگری به تفاوت کارکردی مربوط میشوند.
تفاوت شکلی فرهنگ
نخستین تفاوتی که میان فرهنگ در فضای واقعی و فرهنگ در فضای مجازی مشاهده می شود، آن است که جهان بینی بدان شکل که در دنیای واقعی در قالب اشکال مادی رفتار ظاهر میشود، در فضای مجازی در قالب بازنمودهای مادی قابل رویت نیست.
به عنوان مثال شما به عنوان یک مسلمان در فضای واقعی، رفتارهایی مانند نماز خواندن را از خود نمایان میسازید تا جهانبینی خود را بازنمایی کرده باشید. اما چگونه مسلمان بودن خود را در فضای مجازی بازنمایی میکنید؟ آیا میتوانید در این فضا نماز بخوانید؟ یکی از راهکارهای اولیه، ارجاع به زندگی واقعی با استفاده از زبان، تصاویر و کدهای دیجیتال است. به عنوان مثال، شما در این فضا نماز نمیخوانید، اما میتوانید تصویری از نماز خواندن خود را در دنیای واقعی نشان دهید.
بر این اساس در فضای مجازی، ممکن است همان جهان بینی در فضای واقعی را همراه داشته باشیم، اما نمیتوانیم اشکال مادی رفتار را به این فضا منتقل کنیم. به همین دلیل فرهنگ در این فضای نوین، الزاما با اشکال مادی رفتار همراه نیست!
مهم ترین تفاوت فرهنگ در فضای مجازی با فرهنگ در فضای واقعی همین است. جهان بینی در فضای واقعی، تشکیل دهنده ابعاد مادی رفتار است و فرهنگ با این ابعاد مادی فرهنگ قابل شناسایی است تا بدانجا که با این ابعاد مادی یکی انگاشته میشود. اما در فضای مجازی، جهان بینی خود فرهنگ است. در فضای مجازی، جهان بینی خود را از اشکال مادی رفتار جدا میکند.
چنان چه در خصوص مثال جنسیت قابل مشاهده است، در فضای مجازی شما به راحتی میتوانید با افراد مختلف وارد تعامل شوید و آگاهانه یا ناآگاهانه توجهی به جنسیت طرف تعامل خود نداشته باشید. در حالی که در فضای واقعی، جنسیت در وحله اول مورد توجه قرار میگیرد سپس رفتار طرح ریزی میشود.
تفاوت کارکردی فرهنگ
دومین نکته ای که در این زمینه مورد توجه است، آن است که اساسا کارکرد فرهنگ در دنیای واقعی و دنیای مجازی با یکدیگر متفاوت است. در حالی که فرهنگ در دنیای واقعی، ایجاد کننده مرزها است، در فضای مجازی، از بین برنده مرزها است! همان گونه که بیان شد، در فضای واقعی، به واسطه جنسیت، مرز قاطعی میان زنان و مردان، رفتار زنانه و مردانه، بایدها و نبایدهای زنانه و مردانه و ... کشیده میشود. اما در فضای مجازی، مرزهای جنسیتی به کنار گذاشته میشوند و محتوا و رفتار بدون توجه به جنسیت شکل میگیرند. این امر در خصوص بسیاری دیگر از مرزها نیز مطرح است. فرهنگ در دنیای واقعی، ایرانی را از غیر ایرانی، مسلمان را از غیر مسلمان، کرد را از ترک، زن را از مرد و ... جدا میسازد. بالواقع فرهنگ در فضای واقعی، بیانگر تمام آن چیزهایی است که افراد را در قالب گروههای متفاوت، از هم متمایز سازد.
اما فرهنگ در دنیای مجازی، این مرزها را برداشته و همه افراد را در قالب کلیتی قرار میدهد که بدون توجه به مرزها، قادر به تعامل خواهند بود. بر این اساس، فرهنگ در فضای مجازی بر شباهتها تاکید میکند که مبتنی بر حذف مرزها عمل میکند.
....
این دو تفاوت، نشاندهنده آن است که فرهنگ مجازی، نه در شکل و نه در کارکرد، شباهتی به فرهنگ در فضای واقعی ندارد. بر این اساس، نمیتوان همان چهارچوب مفهومی را که برای تعریف فرهنگ در فضای واقعی مورد استفاده قرار میگرفت، به همان شکل، برای فرهنگ در فضای مجازی نیز به کار بست. فرهنگ در فضای مجازی، فرهنگی است که الزاما در اشکال مادی قابل یافت نیست و در سطح جهان بینی عمل میکند و از سوی دیگر، کارکردی جهان شمول دارد که مبتنی بر حذف مرزها و تفاوتها و تاکید بر نحوه عمل مشابه کاربران فضای مجازی است.
برچسب: بازتعریف,
نویسنده: آبتین باقریان